ادبيات و هنر
داود پنهانی
آدم و حوا
كتابلاگ
حسین نوشآذر
منیرو روانیپور
شمیده
سعید کمالیدهقان
فرهاد جعفری
بهاره آروین
جواد عاطفه
مریم منصوری
ماکان مهرپویا
مجتبا پورمحسن
خلیل پاکنیا
رمزآشوب
دوات
احسان عابدى
غلاف تمام فلزى
مهستى شاهرخى
پونه بريرانى
تادانه
اميرمهدى حقيقت
مينيمالها
سپینود
حسن فرهنگی
منو
تیلهباز
شبنویس
کتابخوانه
یار مهربان
مسخ
محسن بنیفاطمه
سودارو
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
پروژکتور
عباس معروفى
باشگاه کتاب
اسد امرایی
شیرین کریمی
مهدی مرعشی
اكبر سردوزامى
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
علیرضا مجیدی
پابرهنه بر خط
عصیان
سردبیر: خودم
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
از پشت یکسوم
خورشید خانم
دژاوو
سیبستان
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
شرح
پونه ابدالی
آبچینوس
زیتون
ختمالغرایب
تندیس
سایه
روزنامهنگار نو
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
فهیمه خضرحیدری
ف م سخن
عطا صادقی
شهلا باورصاد
سیدمهدی حسینی
الفبا
سرزمین رویایی
مریم گلی
چندگانه
مریم جعفراقدمی
آشپزباشی
مریم حسینخواه
خشم و هیاهو
شراگیم
هنوز
جستوجوی کلمات
بیلی و من
سورئالیست
کوچه
نقطه ته خط
زننوشت
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
دیهور
مهدی علومی
by BlogRolling
« به «ف. م. سخن» در رابطه با «فارسیتر بنویسیم» | Main | سرنوشت من »
دربارهی رمان «ترس و لرز» نوشتهی «آملی نوتومب»
«ترس و لرز» آملی نوتومب
ترجمهی شهلا حائری
نشر قطره
«آقای هاندا، مافوق آقای اموشی بود که خودش مافوق آقای سایتو بود؛ آقای سایتو هم مافوق دوشیزه موری یعنی مافوق من بود، و من مافوق هیچکس نبودم…»
داستان بلندِ «ترس و لرز» با این جملات آغاز میشود. آملی، زن جوانِ تحصیلکردهیِ بلژیکی، در شرکت ژاپنی یومیموتو استخدام میشود و در همان بدو ورود به شرکت درمییابد که پا به فضای خشن و ناآشنایی گذاشته است که در آن همهچیز از پشت عینک سلسلهمراتب اداری و نظم و انضباط و مرتبهی شغلی دیده میشود.
آملی با دنیای ژاپنی ناآشنا نیست؛ سالها در این کشور زندگی کرده و حتا بیش از آنکه بلژیکی باشد،
ژاپنی است، اما ذهنیت غربی اوست که او را با افراد و محیط در تضاد قرار میدهد.
برای آملی، باورناپذیر است که فوبوکی موری، مافوق مستقیمش که رابطهی عاطفی با او برقرار کرده به سادگی او را لو بدهد و مانع ارتقای شغلیش شود؛ اما فوبوکی اینکار را میکند و در توجیه میگوید: «من فقط مقررات را اجرا کردم… من بیست و نه سال دارم و شما بیست و دو سال. فقط یکسال است که به این مقام رسیدهام… حالا شما فکر میکنید که در عرض چند هفته به مقامی مشابه میرسید؟»…
آملی، گزارش کاملی راجعبه کَرهی کمچرب برای آقای تنشی، مدیر بخش تولیدات لبنی شرکت یومیموتو تهیه کرده است، اما چون اینکار از حیطهی وظایف او خارج است، هرقدر همکه کار او بینقص و کامل باشد، خرابکاری محسوب میشود و مستحق مجازات است.
بههمینخاطر است که فوبوکی گزارش این اقدام او را که خارج از حیطهی مسئولیتهایش بوده است، به معاون مدیرکل یعنی آقای اموشی میدهد و آملی و آقای تنشی، بهخاطر این اقدام خرابکارانه بهشدت توبیخ میشوند.
این آغازی است برای اینکه آملی، همچون نت فالشی در ریتم آرام یومیموتو بهشمار آید و روز به روز تنزل شغلی پیدا کند.
آملی که بهعنوان مترجم در یومیموتو استخدام شده، به درجهی حسابدار تنزل پیدا میکند، اما چون میانهی خوبی با اعداد و ارقام ندارد، همیشه در محاسبات، دچار اشتباه میشود و هرچه سعی میکند، کمتر نتیجه میگیرد. فوبوکی این اقدام او را تعمدانه میداند و معتقد است که او برای انتقامگرفتن از او، از قصد خود را در انجام محاسبات ناتوان نشان میدهد و این باعث تقابل بیشتر فوبوکی و آملی میشود.
فوبوکی زنی بینهایت زیباست. آنچنان که در نظر آملی، زیباتر از این زن در سرتاسر ژاپن وجود ندارد؛ بههمینخاطر همیشه مورد احترام و تحسین آملی است اما این چیزی از بیتوجهی فوبوکی نسبت به او نمیکاهد.
در واقع رابطهیِ میان فوبوکی و آملی است که رمان «ترس و لرز» را شکل میدهد.
فوبوکی بهعنوان نماد دنیای ماشینی ژاپن و از آن وسیعتر تفکر شرقی، در تقابل با آملی، نمایندهی دنیای بهظاهر متجدد غرب و ذهن غربی قرار میگیرد تا «آملی نوتومب»، با زیبایی و دقتی موشکافانه، تضاد دنیای شرق و غرب را به تصویر بکشد.
از نظر ذهنیت ژاپنی، «اگر در بیست و پنجسالگی هنوز شوهر نکرده باشی، باید از خجالت آب شوی»، و دوشیزه موری بیست و نه ساله، هنوز باکره است.
آملی نمیتواند بپذیرد که زنی به این زیبایی معشوقهای، هرچند موقتی، نداشته باشد. او دیده است که موری چهطور در حسرت مرد، میسوزد و در برخورد با جنس مذکر بینهایت عشوهگر و دستپاچه میشود. بههمینخاطر به دروغ به فوبوکی میگوید که پیت کرامر، کارمند هلندی یکی از شرکتهای دوست یومیموتو که گاهی به یومیموتو میآید، عاشق او شده است! در حالی که پیت فقط یکبار نزد آملی از مهربانی فوبوکی تعریف کرده است.
فوبوکی نمیتواند خرسندی خود را از این واقعه پنهان کند، و دفعهی بعد که پیت به شرکت میآید او حسابی دست و پای خود را گم میکند، اما چون بدن پیت بوی عرق میدهد، پس فوبوکی باید دور او را خط بکشد! ذهنیت ژاپنی نمیتواند بپذیرد که تن کسی بوی عرق میدهد و به همین دلیل ساده، پیت انسان متشخصی نیست.
تنش میان آملی و فوبوکی آنجا به اوج میرسد که آقای اموشی، بدون مقدمه وارد دفتر حسابداری میشود و جلوی چهل کارمند، فوبوکی را سنگ روی یخ میکند. فوبوکی به دستشویی پناه میبرد تا اشکهایش را از بقیه پنهان کند، اما آملی بهدنبال او میرود تا به خیال خود با او همدردی کند. این عمل آملی باز هم موجب سوء تفاهم میشود.
فوبوکی گمان میکند که او برای دیدن استیصال او به دنبالش آمده و برای انتقام، از فردا آملی را بهعنوان نظافتچی دستشوییها میگمارد. کاری که او تا انتهای حضورش در یومیموتو، آنرا حفظ میکند.
در قسمتی از رمان، به فیلمی از اوشیما بهعنوان «کريسمس مبارک آقای لارنس» اشاره میشود که یکی از کلیدیترین قسمتهای داستان است. در آن فیلم، یک فرماندهی زن ژاپنی با وجود رابطهای که بین او و یک اسیر انگلیسی در زمان جنگ به وجود آمده، او را به فجیعترین شکل ممکن میکشد.
ذهنیت ژاپنی فقط اینرا میپذیرد که شخص مسئولیتی را که به او محول شده به بهترین شکل ممکن انجام دهد و همهچیز در زندگی ژاپنیها در راستای انجام این هدف است و هیچچیز دیگر، نباید مانع تحقق این هدف شود.
رمان با ورود آملی به یومیموتو آغاز میشود و با خروج استعاری او از آن به اتمام میرسد.
ترس و لرز، جایزه ادبی فرهنگستان فرانسه را در سال 99 کسب کرده است و یکی از رمانهای پرخوانندهی این سالها بوده.
آملی نوتومب، غیر از این رمان، کتابهای دیگری از جمله «بیوگرافی گرسنگی» را هم نگاشته است.
لينکده
دربارهی رمان «یک دقیقه سکوت»، کار تازهی «زیگـفـریـد لـنـتـس» آلـمانـی
«خـداحـافظ گـاری کـوپر» رومن گاری تحتتاثیر «ناتوردشت» سلینجر است
اگر هوس يک رمان كمحجم كردهايد كه هيجانانگيز، رمانتيک و جذاب باشد!
تحویل در خانه:داستانی از ریچارد ویلی
با ترجمهی خواندنی «بابک تختی»
ده داستان ترسناک برتر از نگاه گاردین
داوران نهمين جايزهی «نويسندهگان و منتقدان مطبوعات» مشخص شدند
مروری کوتاه بر «قـصههـای بانمـک»، کتابی با ترجمهی امیرمهدی حقیقت
گفتوگوی پاریس ریویوو با امبرتو اِکو
آشوبگـرای مـدرنیست: یـادداشتی دربارهی «هنريک ايبسن» نامدار
استاد فتحاللاه بینیاز|مجلهی ماندگار
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
سلام حسین. معذرت می خوام که پیامم بی ربطه. اما یک متن در مورد دن کیشوت ترجمه کردم که حال داشتی نگاهی بیانداز...
آ.ف | April 12, 2005 01:50 AM
من عاشقشم! مطلب آزرم رو خوندم که رفتم گرفتمش. حالا بذار مال تو رو بخونم!
AMIN | April 10, 2005 07:30 PM
سلام. همیشه مطالب تان رامی خوانم.
کارتان ستودنی است به خصوص در زمینه ی ادبیات کهن خودمان.مداوم باشید.
آفتاب گردون | April 10, 2005 07:29 PM