ادبيات و هنر
داود پنهانی
آدم و حوا
كتابلاگ
حسین نوشآذر
منیرو روانیپور
شمیده
سعید کمالیدهقان
فرهاد جعفری
بهاره آروین
جواد عاطفه
مریم منصوری
ماکان مهرپویا
مجتبا پورمحسن
خلیل پاکنیا
رمزآشوب
دوات
احسان عابدى
غلاف تمام فلزى
مهستى شاهرخى
پونه بريرانى
تادانه
اميرمهدى حقيقت
مينيمالها
سپینود
حسن فرهنگی
منو
تیلهباز
شبنویس
کتابخوانه
یار مهربان
مسخ
محسن بنیفاطمه
سودارو
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
پروژکتور
عباس معروفى
باشگاه کتاب
اسد امرایی
شیرین کریمی
مهدی مرعشی
اكبر سردوزامى
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
علیرضا مجیدی
پابرهنه بر خط
عصیان
سردبیر: خودم
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
از پشت یکسوم
خورشید خانم
دژاوو
سیبستان
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
شرح
پونه ابدالی
آبچینوس
زیتون
ختمالغرایب
تندیس
سایه
روزنامهنگار نو
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
فهیمه خضرحیدری
ف م سخن
عطا صادقی
شهلا باورصاد
سیدمهدی حسینی
الفبا
سرزمین رویایی
مریم گلی
چندگانه
مریم جعفراقدمی
آشپزباشی
مریم حسینخواه
خشم و هیاهو
شراگیم
هنوز
جستوجوی کلمات
بیلی و من
سورئالیست
کوچه
نقطه ته خط
زننوشت
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
دیهور
مهدی علومی
by BlogRolling
« شاهکارهای ادبی ـ ۷ | Main | نُه داستان از نویسندگان امروز امریکا »
رو در رو با ابراهیم گلستان
نوشتن با دوربین (گفتوگو با ابراهیم گلستان)پرویز جاهد
نشر اختران
276 صفحه
3000 تومان
"من هیچگاه قصهنویسی را قطع نکردم. برای من فیلمسازی هم یکجور نوشتن بود. یعنی عوض قلم با دوربین مینوشتم..."
(ابراهیم گلستان، ص 136 از کتاب "نوشتن با دوربین")
ابراهیم گلستان (م 1301)، تعدادی از بهترین قصههای کوتاه فارسی را نوشته و تاثیرگذارترین مستندها و هنجارگریزترین فیلمهای زمانهی خود را ساخته؛ از ابتدای دههی پنجاه از ایران رفته و سالهاست که در خانهی بزرگ و زیبایش در حوالی لندن، در سکوت خودخواسته زندگی میکند. دیگر فیلم نمیسازد اما ظاهرن همچنان مینویسد و البته در این سالها چیزی از او منتشر نشده. (زندگی گلستان چندان بیشباهت به زندگی جی. دی. سالینجر نیست!)
نسل پس از انقلاب کمتر مجال آشنایی با ابراهیم گلستان را داشتهاند؛ فیلمهای او حتا در آرشیو مجموعهداران فیلمهای سینمایی بهندرت یافت میشوند و کتابهایش هم همگی سالها در محاق توقیف بودهاند و در دو سهسال اخیر چند تایی از آنها مجوز چاپ گرفته و منتشر شدهاند: رمان "اسرار گنج درهی جنی"، مجموعهداستان "آذر، ماه آخر پاییز" و دو داستان کوتاه نسبتن بلند با نامهای "خروس" و "از روزگار رفته حکایت" (چند سال پیش هم مجموعهای از یادداشتها و گفتارهای متن فیلمهای مستندش، بههمراه یک گفتگوی طولانی با او در کتابی به نام "گفتهها" منتشر شد). نسخههای کتابهای پیش از انقلاب گلستان با قیمتهای ده تا پانزدههزار تومان و آن هم با زحمت فراوان قابل تهیه هستند.
بگذریم؛ همهی اینها را گفتم تا اشاره کنم که ابراهیم گلستان متعلق به نسل تکرارناپذیری از هنرمندان و نویسندگان ایران است که امروز بسیاری از آنها دیگر زنده نیستند.
سال گذشته کتابی منتشر شد به نام "نوشتن با دوربین" که شامل گفتوگوی طولانی پرویز جاهد با ابراهیم گلستان است.
ابراهیم گلستان سالها بود که تن به گفتوگو نداده بود و حرفهای ناگفتهی زیادی را اولینبار در طول گفتوگویاش با پرویز جاهد به زبان آورده است. "موج نوی سینمای ایران" عنوان تز دکتری جاهد است و این گفتوگو هم به همین بهانه انجام شده و هرچند بیشتر حول و حوش فیلمهای ابراهیم گلستان و سینمای پیشرو ایران در دهههای سی و چهل میگردد اما خاطرات گلستان مملو است از اظهارنظرهای او دربارهی بسیاری از چهرههای شناخته شدهی ادبی ایران.
صراحت بینظیر گلستان این گفتوگو را فوقالعاده خواندنی کرده است؛ او ابایی ندارد که شاملو را "بیسواد" خطاب کند و بهتندترین شکل ممکن دربارهی ناصر تقوایی، نجف دریابندری، جلال آلاحمد و بسیاری دیگر قضاوت کند.
"نوشتن با دوربین" از کتابهای جنجالی سال گذشته بود و نقد و نظرهای فراوانی را برانگیخت و حتا مجلهی "نگاه نو" شمارهی ویژهای را به این کتاب اختصاص داد. قصد تکرار حرفهای دیگران (+ و +) دربارهی این کتاب را ندارم؛ اگر هنوز "نوشتن با دوربین" را نخواندهاید مطمئن باشید که از خواندنش پشیمان نخواهید شد.
این هم خاطرهای جالب از ابراهیم گلستان در "نوشتن با دوربین":
"... اتفاقن یک تکه از این فیلمها مربوط به آیتالله کاشانی بود که رفتم خانهاش ازش فیلمبرداری کردم. رفت سر حوض وضو بگیرد، آب را تو دهنش کرد، مزه مزه کرد، تف کرد، وضو گرفت و آمد نماز خواند و من فیلم گرفتم. بعد گفت: خوب شد آقا؟ گفتم خوب شد اما ای کاش این غروب آفتاب و این برگها که خیلی قشنگاند توی عکس میافتاد. گفت چهکار باید بکنی توی عکس بیفتد؟ گفتم آخه نمیشه برای اینکه شما رو به قبله نماز میخوانید. گفت پدر جان تو به من بگو که کدام سمت نماز بخوانم، من میخوانم. تو چهکار به قبله داری؟ بعد ایستاد پشت به قبله و نماز خواند!..." (نوشتن با دوربین، ص111)
لينکده
دربارهی رمان «یک دقیقه سکوت»، کار تازهی «زیگـفـریـد لـنـتـس» آلـمانـی
«خـداحـافظ گـاری کـوپر» رومن گاری تحتتاثیر «ناتوردشت» سلینجر است
اگر هوس يک رمان كمحجم كردهايد كه هيجانانگيز، رمانتيک و جذاب باشد!
تحویل در خانه:داستانی از ریچارد ویلی
با ترجمهی خواندنی «بابک تختی»
ده داستان ترسناک برتر از نگاه گاردین
داوران نهمين جايزهی «نويسندهگان و منتقدان مطبوعات» مشخص شدند
مروری کوتاه بر «قـصههـای بانمـک»، کتابی با ترجمهی امیرمهدی حقیقت
گفتوگوی پاریس ریویوو با امبرتو اِکو
آشوبگـرای مـدرنیست: یـادداشتی دربارهی «هنريک ايبسن» نامدار
استاد فتحاللاه بینیاز|مجلهی ماندگار
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
ابراهیم گلستانومن خیلی دوسش دارام به نظرم برجسته ترین روشنفکر ایرانیه وزگاره ماست
حامد | May 21, 2006 06:45 PM
کتاب بی نظيری است- انسان بي نظيری هم هست ابراهيم گلستان- اگر بخواهم دو روشنفکر ايرانی را معرفي کنم حتمآ اوليش ابراهيم گلستان است.
توی اين قحط الرجال حماقت آميز روشنفکران ايرانی اين پيرمرد خودنمايي شگفت انگيزی دارد
binam | May 14, 2006 11:06 AM
به نظر من کسانی که از این نوشته بر آشفته شدند..به دلیل وجود جو در لفافه گفتن و عدم صراحت است والا حرف های گلستان نظرات مردی است راستگو و ثابت قدم بر نظرات
روزبه | May 13, 2006 09:32 AM
درود
مرسي از كتابلاگ . برام جالب بود
Saray | May 12, 2006 09:14 PM
با اجازه لینک شما را در وبلاگم گذاشتم.
ata | May 12, 2006 01:03 PM
تمام مدت خوندن کتاب میخندیدم. خنده که چه عرض کنم نیشم تا بناگوش باز بود. عجب آدمیست این گلستان. رک و بیپروا. به نظرم بذلهگوی خوبی هم هست
الناز | May 10, 2006 06:44 PM
من همیشه جسارت گلستان رو بیشتر از هنرمندیش تحسین می کنم
و مرسی از پست های خوبت
الهام | May 8, 2006 03:58 PM
حسینجان
تازگیها قلمت روانتر شده و شیرینتر مینویسی. انصافا در معرفی کتاب کم نیمگذاری. همین اطلاعات جانبی و ادویهجاتی که نوشتهات دارد، آن هم مختصر و مفید، عالیست.
پایدار باشی همیشه عزیز
همسايه انتقادى | May 7, 2006 09:15 PM
جاويد جان فقط خواستم بگم خيلي ممنون از اين نوشته هاي خوبت! هميشه کامنت نمي ذارم اما نمي دوني من چقدر چيز از اين کتابلاگتون ياد گرفتم. خسته نباشي!
اگر م تونستي اين نوشته رو در باره ي گلستان کامل تر کن.
Diba | May 6, 2006 09:20 PM