ادبيات و هنر
داود پنهانی
آدم و حوا
كتابلاگ
حسین نوشآذر
منیرو روانیپور
شمیده
سعید کمالیدهقان
فرهاد جعفری
بهاره آروین
جواد عاطفه
مریم منصوری
ماکان مهرپویا
مجتبا پورمحسن
خلیل پاکنیا
رمزآشوب
دوات
احسان عابدى
غلاف تمام فلزى
مهستى شاهرخى
پونه بريرانى
تادانه
اميرمهدى حقيقت
مينيمالها
سپینود
حسن فرهنگی
منو
تیلهباز
شبنویس
کتابخوانه
یار مهربان
مسخ
محسن بنیفاطمه
سودارو
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
پروژکتور
عباس معروفى
باشگاه کتاب
اسد امرایی
شیرین کریمی
مهدی مرعشی
اكبر سردوزامى
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
علیرضا مجیدی
پابرهنه بر خط
عصیان
سردبیر: خودم
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
از پشت یکسوم
خورشید خانم
دژاوو
سیبستان
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
شرح
پونه ابدالی
آبچینوس
زیتون
ختمالغرایب
تندیس
سایه
روزنامهنگار نو
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
فهیمه خضرحیدری
ف م سخن
عطا صادقی
شهلا باورصاد
سیدمهدی حسینی
الفبا
سرزمین رویایی
مریم گلی
چندگانه
مریم جعفراقدمی
آشپزباشی
مریم حسینخواه
خشم و هیاهو
شراگیم
هنوز
جستوجوی کلمات
بیلی و من
سورئالیست
کوچه
نقطه ته خط
زننوشت
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
دیهور
مهدی علومی
by BlogRolling
« «کتابلاگ» فیلتر شد! + مشکل رفع شد (؟) | Main | آقایان دزد، خجالت بکشید! »
شاهکارهای ادبی - ۱۱
هملت ویلیام شکسپیر
ترجمهی زندهیاد مسعود فرزاد
انتشارات علمیفرهنگی
۲۷۲ صفحه
چاپ چهاردهم- ۱۳۸۴
هملت
ویلیام شکسپیر
«هر بار بازخوانی هملت، از حیث دقت و خیالآمیزی عبارات و عمق و صحت تصویر روحیهی اشخاص آن، و طرز زیرکانه و استادانهای که مشکلات فنی نمایش در آن حل شده است، زیباییهای تازهای بر خواننده آشکار خواهد کرد. هملت شاهکار ِ شاهکارهای شکسپیر است».
ج. پ. بیکر (استاد سابق ادبیات درامی دانشگاه هاروارد)
چه پیش از «ویلیام شکسپیر» (1616 – 1564) و چه پس از آن، هرگز نمایشنامهنویسی به شهرت و چیرهدستی او ظهور نکرده است و در این حدود چهار صد سالی که از مرگ شکسپیر میگذرد، بیش از هر نویسندهی دیگری دربارهی او و نوشتههایاش نقد و تحقیقات مفصل منتشر شده است؛ گردآوری کتبی که دربارهی شکسپیر نوشته شده، بیگمان کتابخانهای بزرگ ترتیب خواهد داد و از این رو باید اذعان کرد که تقریبن همهچیز دربارهی او گفته شده و کمتر نکتهی بدیع و دستاولیست که راجع به این نابغهی بزرگ و آثارش بتوان گفت.
شکسپیر در سالهایی ظهور کرد که ادبیات اروپا پس از خاموشی نسبی در قرون وسطا، با سقوط قسطنطنیه به دست ترکها و به تبع آن سقوط امپراتوری روم شرقی، وارد دورهی «نو زایی» (رنسانس) شده بود و اندکاندک جرقههای شکوفایی از اینسو و آنسوی آن نمودار میشد. با این همه، هنوز «باروک» چه در ادبیات و چه در معماری و نقاشی، شیوهی غالب بود؛ چند سالی به ظهور مکتب کلاسیسیسم در فرانسه مانده بود و ادبیات، جز یادگارهای ارزشمند اما محدود دوران یونان و روم باستان، میراث و پشتوانهای در چنته نداشت.
«ویلیام شکسپیر» را باید یک استثنا دانست؛ استثنایی که به قواعد هنری ِ البته ناقص اما نسبتن پذیرفته شدهی دوران خود توجه نکرد (گو اینکه نوشتههای او، خود بهترین سرمشق هنر بود!) و با این حال تعدادی از شکوهمندترین آثار ادبی همهی دورانها را پدید آورد. بسیاری از صاحبنظران و شکسپیرشناسان «هملت» را بهترین نمایشنامهی شکسپیر دانستهاند و بیشک این نمایشنامه، مشهورترین نمایشنامهی دنیاست و کمتر علاقهمند ادبیات و هنر را توان یافت که آنرا نخوانده باشد یا دستکم اجرایی از آنرا به تماشا ننشسته باشد.
نکتهای که در ابتدا باید به آن اشاره کرد این است که موضوع این نمایشنامه، زادهی تخیل شکسپیر نیست و آبشخور دیگری دارد. به تصدیق دکتر «علاءالدین پازارگادی» در کتاب «شناختی از کمدیها و تراژدیهای شکسپیر» (نشر قومس – چاپ اول 1373): «داستان هملت قبل از شکسپیر به صور مختلف در ادبیات اروپا نوشته شده بود که یکی از آنها در سال 1250 م در Historia Danica ذکر شده ولی منبع اصلی شکسپیر "تاریخچههای غمانگیز" نوشتهی "فرانسوا دو بلفارست" است که در 1570 در پاریس انتشار یافت. در این داستان وقایع خونین بیشماری رخ میدهد که در نمایشنامهی شکسپیر اثری از آن نیست و بهعلاوه در داستان اصلی، هملت به پادشاهی میرسد و ازدواج میکند و بعدن در نتیجهی توطئهی همسر دوماش با عموی دیگر هملت، به قتل میرسد».
اما نباید از نظر دور کرد که شکسپیر مطابق ذوق عمومی تماشاگران تئاتر در دوران ملکه الیزابت، «قصهی درامهای خود را از داستانهایی که مردم با آن آشنایی دقیق داشتند انتخاب میکرد و یکی از علل بزرگ محبوبیت او هماین حسن سلیقه بوده است». (هملت، ترجمهی مسعود فرزاد، صفحهی 271)
باری، به عقیدهی من «جنایت و مکافات» مضمون اصلی «هملت» است. چه اینکه تقریبن همهی نقشآفرینان اصلی این نمایش در انتها به کام مرگ فرو میروند و هر یک به جزای خیانت و جنایت خود میرسد.
«کلادیوس» پادشاه کنونی سرزمین دانمارک با قتل پنهانی «هملت بزرگ»، پدر هملت و پادشاه قبلی دانمارک، تاج و تخت و همسر او «گرترود» را تصاحب کرده است. روح هملت بزرگ، شبی بر شاهزاده «هملت» جوان ظاهر میشود و او را از این راز آگاه میکند. هملت به انقام پدر برمیخیزد و در نهایت هم خود او و هم بازیگران این تئاتر بزرگ که خود نمایشیست در دل نمایش شکسپیر، قربانی این خونخواهی میشوند.
کلادیوس با ضرب شمشیر هملت تقاص قتل برادرش هملت بزرگ را پس میدهد و گرترود به اشتباه، جام زهری را که کلادیوس برای مرگ هملت مهیا کرده مینوشد و جزای زنا با کلادیوس و خیانت به هملت بزرگ را میبیند. «پولونیوس» صدراعظم و «روزنکرانتز» و «گیلدناسترن» درباری، به دست هملت به قتل میرسند چون نوکری کلادیوس جنایتکار را میکنند و اطاعت فرمانهای پلید او را.
افیلیا، معشوقهی هملت، با انتحار در رودخانه، سزای امتناع از عشق هملت و بازی در خیمهشببازیای که مخالفان هملت برای او ترتیب دادهاند را متحمل میشود و عصیان و کینهتوزی «لایرتیس» (پسر پولونیوس) هم با قتل او به دست همآن شمشیر زهرآلودی که بر پیکر هملت فرود میآورد، بیجواب نمیماند.
حتا خود «هملت» هم که شخصیت اصلی داستان و شاید به عقیدهی بسیاری شخصیت مثبت نمایش باشد، به نظر من در پارهای موارد گناهکار است و هماین از بار تاثرآمیز مرگ او میکاهد. او پولونیوس را به اشتباه به جای کلادیوس میکشد و روزنکرانتز و گیلدناسترن را که تنها نوکران کلادیوس هستند و از مفاد نامهی قتل هملت که حامل آن هستند اطلاع ندارند، بیجهت به سوی مرگ روانه میکند.
هیچ جنایتی بی مکافات نیست و آفتاب نیز همیشه در پس ابر نمیماند. شکسپیر با چیرهدستی تمام عصیان هملت و شک و تردید و ترس او را در عملیکردن فرمان پدر تصویر کرده است. «هملت» نمایشنامهایست در پنج پرده و بیست صحنه و شیرینی مطالعهی آن تا مدتها و بعضی صحنههای آن برای همیشه در ذهن خواننده باقی میمانند.
ترجمهی زندهیاد «مسعود فرزاد» (مرگ به سال 1360 در لندن) از «هملت» هم ترجمهایست نه بینظیر اما قابل قبول. برای دوستانی که با مسعود فرزاد آشنا نیستند اینرا هم بگویم که او از دوستان بسیار صمیمی صادق هدایت بوده است و زمانی هم محمدرضا شاه پهلوی، دختر او «درنا» را دیده و پسندیده بود و قصد ازدواج با او را داشت که به دلایلی این ازدواج سر نگرفت.
لينکده
دربارهی رمان «یک دقیقه سکوت»، کار تازهی «زیگـفـریـد لـنـتـس» آلـمانـی
«خـداحـافظ گـاری کـوپر» رومن گاری تحتتاثیر «ناتوردشت» سلینجر است
اگر هوس يک رمان كمحجم كردهايد كه هيجانانگيز، رمانتيک و جذاب باشد!
تحویل در خانه:داستانی از ریچارد ویلی
با ترجمهی خواندنی «بابک تختی»
ده داستان ترسناک برتر از نگاه گاردین
داوران نهمين جايزهی «نويسندهگان و منتقدان مطبوعات» مشخص شدند
مروری کوتاه بر «قـصههـای بانمـک»، کتابی با ترجمهی امیرمهدی حقیقت
گفتوگوی پاریس ریویوو با امبرتو اِکو
آشوبگـرای مـدرنیست: یـادداشتی دربارهی «هنريک ايبسن» نامدار
استاد فتحاللاه بینیاز|مجلهی ماندگار
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
اصلا فکر نمی کردم حرفهایی که در مورد نبوغ شکسپیر زدن جدی باشه.تا اینکه یکی دو ماه پیش مکبث و هملت رو خوندم.واقعا عالی بودن.این آدم معرکه است.هملت جزء بهترین کتابهاییه که تا به حال خوندم
پری دریایی | April 26, 2008 04:09 PM
interesting ,
mina | June 11, 2007 03:38 PM
بسیار خوشحالم که با وبلاگ شما آشنا شدم
اگر ممکن است به من چند رمان معرفی کنید
رمان هایی مثل تربیت احساسات
مادام بوآری
غرور و تعصب
امیر | March 5, 2007 12:51 AM
سلام
خیلی ممنون.کار ماندگاری می کنی.
محمد | March 3, 2007 09:24 PM
«مرگ يزدگرد» رو هم به شاهکارهای ادبی اضافه کن.
عنصر نامطلوب. | March 2, 2007 05:32 PM
ضمنا خوشحال مي شوم بوك لاگ رو ببينيد. اگر فكر مي كنيد اسم بلاگ تداخل دارد با كتابلاگ بگيد يك فكري بكنم. ممنون
بوك لاگ | March 2, 2007 02:12 AM
هرگز رمز نهفته در هملت را درك نخواهم كرد. اين نمايشنامه چيست كه همه بازيگران بزرگ و كوچك آرزوي بازي اون رو دارند؟ امروز داشتم مصاحبه بهروز بقايي رو مي خوندم كه گفته بود هيچ وقت نتونسته نقش دوست داشتني هملت رو درست بازي كنه و ناراحت بود.
بوك لاگ | March 2, 2007 02:10 AM
سلام . نوشته های شکسپیر بسیار زیباست اما تا به حال مترجمی ندیده ام که به خوبی آن را به فارسی برگردانده باشد . کم کم به این نتیجه می رسم که ای کاش تمامی زبانهای دنیا را می دانستم .
صبا | March 2, 2007 01:59 AM
خسته نباشي خيلي عالي بود حداقل براي من كه خيلي شكسپير و نوشته هاشو نميشناسم عالي بود .
mahtob | March 2, 2007 12:49 AM
با احترام، بهتر نيست نام نويسندهى مورد بحث را بهصورت "ويلييام شيکسپيير" بنويسيد؟
Siavash | March 1, 2007 09:34 PM