ادبيات و هنر
داود پنهانی
آدم و حوا
كتابلاگ
حسین نوشآذر
منیرو روانیپور
شمیده
سعید کمالیدهقان
فرهاد جعفری
بهاره آروین
جواد عاطفه
مریم منصوری
ماکان مهرپویا
مجتبا پورمحسن
خلیل پاکنیا
رمزآشوب
دوات
احسان عابدى
غلاف تمام فلزى
مهستى شاهرخى
پونه بريرانى
تادانه
اميرمهدى حقيقت
مينيمالها
سپینود
حسن فرهنگی
منو
تیلهباز
شبنویس
کتابخوانه
یار مهربان
مسخ
محسن بنیفاطمه
سودارو
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
پروژکتور
عباس معروفى
باشگاه کتاب
اسد امرایی
شیرین کریمی
مهدی مرعشی
اكبر سردوزامى
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
علیرضا مجیدی
پابرهنه بر خط
عصیان
سردبیر: خودم
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
از پشت یکسوم
خورشید خانم
دژاوو
سیبستان
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
شرح
پونه ابدالی
آبچینوس
زیتون
ختمالغرایب
تندیس
سایه
روزنامهنگار نو
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
فهیمه خضرحیدری
ف م سخن
عطا صادقی
شهلا باورصاد
سیدمهدی حسینی
الفبا
سرزمین رویایی
مریم گلی
چندگانه
مریم جعفراقدمی
آشپزباشی
مریم حسینخواه
خشم و هیاهو
شراگیم
هنوز
جستوجوی کلمات
بیلی و من
سورئالیست
کوچه
نقطه ته خط
زننوشت
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
دیهور
مهدی علومی
by BlogRolling
« چگونه از عشق شاعری زاده شد؟ | Main | کتابهای ناتمام »
گفتوگو با دکتر «نهال تجدد»، نویسندهی ایرانی ساکن فرانسه
حسین جاوید - روزنامهی «تهران امروز» ـ ۲۹ بهمن ۱۳۸۶
و نیز بخوانید: چگونه از عشق شاعری زاده شد؟
دکتر «نهال تجدد»، نویسنده و پژوهشگر ایرانی متولد سال 1338 در تهران است. تحصیلات دکتر تجدد در زمینهی زبان و ادبیات چینی و عمدهی شهرت او نیز در زمینهی چینشناسی و مانیشناسی است. با وجود این، دکتر تجدد دستی هم در مولاناپژوهی دارد و تاکنون چند کتاب با موضوع مولانا منتشر کرده است. ترجمهی صد غزل از دیوان شمس تبریزی به زبان فرانسه ـ با کمک مادرش زندهیاد دکتر مهین تجدد (که از محضر استادانی چون فروزانفر، پورداوود، معین، صفا و... بهره گرفته بود) و همسرش ژانکلود کاریر (فیلمنامهنویس نامدار فرانسوی و همکار لوییس بونوئل) ـ ، «در پی مولانا» (اقتباسی از داستانهای مثنوی) و «عارف جان سوخته» (شرح حال مولانا) از زمرهی کتابهایی است که او در رابطه با مولانا به چاپ رسانده است.
«عارف جان سوخته» شرح حال کاملی است از مولانا در قالب رمان که اخیراً انتشارات نیلوفر آنرا با ترجمهی روان «مهستی بحرینی» روانهی بازار نشر ایران کرده است. چندی پیش نهال تجدد به همراه همسرش به ایران سفر کرده بود. با او تماس گرفتیم و قرار گفتوگو دربارهی کتاب «عارف جان سوخته» را گذاشتیم، اما به دلیل فشردهبودن برنامههای ایشان، گفتوگو به زمانی دیگر موکول شد. این گفتوگو در زمان اقامت ایشان در فرانسه انجام شده است.

چه شد تصمیم گرفتید داستان زندگی مولانا را بنویسید؟ اصولاً به نظرتان نوشتن بیوگرافی بزرگانی همچون مولانا بهصورت رمان چه لزومی دارد؟
درواقع این مادرم «مهین تجدد» بود که از من خواست تا به نگارش زندگینامهی مولانا مشغول شوم. او شاگرد استاد بدیعالزمان فروزانفر بود و خود در باب موسیقی اشعار مولانا تحقیق و کار کرده است (سماع در سلسلهی هو). هنگام اقامت مادرم در فرانسه با همکاری ایشان و همسرم «ﮊان کلود کریر» صد غزل از دیوان شمس تبریزی را به فرانسه ترجمه کردیم.
ازآ نجایی که مولانا در فرانسه شناخته شده نیست هدف ما این بود که به سهم خود٬ در دسترس گذاشتن اشعار او و نمایان ساختن زندگیاش٬ که مجزا از آثارش نیست، قدمی برداریم. «عارف جان سوخته» را من برای متخصصین ادبیات شرق ننوشتهام. اگر آنها مخاطب من بودند، در نگارش زندگینامهی مولانا قطعاً صورت رمان را انتخاب نمیکردم. من میخواستم که تعداد زیادی از خوانندگان فرانسوی میل به خواندن این زندگینامه پیدا کنند و مهمتر از همه بعد از خواندن این زندگینامه، به طرف اصل شعرها کشیده شوند.
چرا کتاب را به زبان فرانسه نوشتید؟
من سالهاست که در فرانسه زندگی میکنم. در سال ۱۹۸۷ در ﭘاریس دکترای زبان و ادبیات چین گرفتم. همسرم نیز نویسندهای فرانسوی است و طبیعتاً زبان فرانسه زبان ارتباطی من است. در مورد این کتاب٬ هدف اصلی این بود که فرانسویها آشنایی بیشتری با مولانا پیدا کنند وبه همین دلیل کتاب را به زبان فرانسه نوشتم.
«عارف جان سوخته» در چه سالی در فرانسه منتشر شد و آیا مورد استقبال مخاطبان فرانسهزبان که شاید به اندازهی فارسیزبانها با مولانا آشنا نباشند، قرار گرفت؟
«عارف جان سوخته» در سال ٢٠٠٤ با نام «رومی سوخته» در فرانسه منتشر شد و استقبال از آن بسیار خوب بود. در حال حاضر منتظر انتشار ترجمهی آن به انگلیسی هستم.
در ابتدای کار هنگامی که کتاب را در نمایشگاه های کتاب ارائه میدادم مجبور بودم به طور خلاصه شرح حال مولانا را نیزبرای مخاطبان بگویم، چون حس میکردم که فرانسوی متوسط هیچچیز از مولانا نمیداند. اما سال ﭙیش که کتاب دیگری با موضوع مولانا منتشر کردم ـ اقتباس از٣٦ قصهی مثنوی معنوی با طرحهای از «فدریکا ماتا» ـ میدیدم که بازدیدکنندگان نمایشگاهها، به نسبت گذشته شناخت بیشتری از مولانا دارند.
در نگارش بیوگرافی مولانا به شکل رمان از چه منابعی بهره گرفتید؟ آیا تمام شخصیتها و ماجراهای کتاب بهطور کامل با مستندات تاریخی همخوان هستند یا در شاخههای فرعی برای حفظ فرم رمان از تخیلتان نیز بهره گرفتهاید؟
کتاب «مناقبالعارفین» نوشتهی شمسالدین احمد افلاکی (از نویسندگان متصوف قرن هشتم هجری) ، «رسالهی سپهسالار» نوشتهی فریدون سپهسالار (از نویسندگان اواخر قرن هفتم و نیمهی اول قرن هشتم هجری)، آثار «سلطان ولد» ـ فرزند مولانا ـ و از همه مهمتر آثار خود مولانا منابع مورد استفادهی من بودند. از نوشتههای مولاناپژوهان معاصر نظیر استاد فروزانفر، دکتر عبدالحسین زرینکوب و دکتر محمدعلی موحد نیز بهره گرفتهام.
طبیعتاً فرم رمان نوعی آزادی به نویسنده میدهد؛ اگر نویسنده از این آزادی در چارچوب مستندات تاریخی استفاده کند، به نفع اثرش است. زمانی که صحبت از شعر است، استفاده از تخیل نمیتواند کار اشتباهی باشد.
بسیاری از اتفاقات و حالاتی که به مولانا نسبت داده شده و در کتابهایی که طی قرون مختلف و زمانهی معاصر ما دربارهی او نوشتهاند، آمده، رنگ و بویی از افسانه و خیالپردازی دارد. بهعنوان مثال به داستان چلهنشینی مولانا با شمس تبریزی (که شما هم در کتابتان به تفصیل به آن پرداختهاید) و داستان شفای مرد گوژپشت توسط مولانا در هنگام سماع اشاره میکنم. آیا این موضوع را میپذیرید؟ زمان آن نرسیده که زندگی بزرگانمان را از وقایع خیالی و غیرواقعی که بنا به سنتی دیرین در طول زمانهای مختلف ساخته و پرداخته و به آنها نسبت داده شدهاند، جدا کنیم؟
من «حسامالدین چلپی» را که معاصر مولانا و از یاران نزدیک او بوده، به عنوان راوی داستان انتخاب کردهام. پس باید در نظر میگرفتم که آنچه مینویسم رنگ وبوی قونیه و دمشق قرن هفتم را داشته باشد.
شایعهها٬ اغراقها و خیالﭙردازیها، همه و همه از همان زمانها آغاز شدهاند و من از آنها مانند ابزار کار استفاده کردهام تا فضای آن دوران را بهتر بازنمایی کنم. با دید کارتزین carthésien غربی به سختی میتوانستم به حجرههای بازار قونیه راه پیدا کنم.
در سرتاسر رمان ما با اصطلاحات و عبارات عرفانی (مثلاً نقل قولهایی از بایزید بسطامی، عطار و ...) و نیز اشعار بسیاری از خود مولانا مواجهایم که به فراخور اتفاقات داستان، نقل شدهاند. این اصطلاحات و اشعار را که شاید همهی زیباییشان به آهنگین بودن و صورت ظاهریشان است، چهطور در متن فرانسهی کتاب گنجاندهاید؟
اشعار و اصطلاحات عرفانی را با کمک همسرم ژان کلود کاریر که خود به زبان فرانسه شعر میگوید، به این زبان ترجمه کردم. همسرم غزلیات مولانا را با حفظ وزن و حتا گاه قافیه به فرانسه برگرداند. موفقیتاش در این کار تا اندازهای بود که وقتی ترجمهی یکی از این اشعار را برای آقای شهرام ناظری خواند، ایشان بلافاصله اصل فارسی غزل را زمزمه کردند.
شما «حسامالدین چلبی» را که از یاران نزدیک مولاناست و خود صاحب کرامات و حالات عارفانه بوده، بهعنوان راوی داستان برگزیدهاید. «حسامالدین» در روایت خود بسیار از کشف و شهودهای عارفانهی مولانا، شمس و خودش سخن میگوید؛ مثلاً از دیدن چهرهی حق در صورت صلاحالدین زرکوب. در ادب فارسی و سنت عرفانی ما همواره تاکید بر پردهپوشی صوفیان و خودداری از روایت کردن آنچه به چشم دل میبینند برای بیگانگان بوده است.
ابیاتی نظیر «هر که را اسرار حق آموختند/ مهر کردند و دهاناش دوختند» و «این مدعیان در طلباش بیخبراناند/ کان را که خبری شد خبری باز نیامد» شاهد این مدعاست. با وجود این موضوع، فکر میکنید بیان زندگی عارفانهی مولانا و اطرافیاناش از زبان «حسامالدین چلبی» منطقیست؟
هر توضیحی در مورد کشف و شهودهای عارفانه که در کتاب آمده، اشارهای است به آنچه خواندهام و منابع مختلفی که دربارهی مولانا وجود دارد، در اختیارم گذاردهاند. اشعار خود مولانا هم لبریز از چنین مضامینی است.
از سوی دیگر انتخاب حسامالدین چلپی به عنوان راوی داستان به من امکان این را میداد تا زندگی مولانا را از نزدیک دنبال کنم. چون «حسامالدین» جدا از نقشی که در تدوین مثنوی معنوی دارد٬ تا آخرین دم مولانا همراه اوست و در جایی که صحبت از شور و وجد و لطف و قهر و هستی و نیستی و از خود بیخود شدن است به نظرم میآید که انتخاب من٬ که شاید در نظر اول غیر منطقی جلوه کند٬ اشتباه نبوده است.
مولانا خود نیز از منطق و استدلال فراری است. چنان که میگوید:
«پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی تمکین بود»
در جریان ترجمهی فارسی کتاب که خانم مهستی بحرینی انجام دادهاند بودید؟ آیا از این ترجمه راضی هستید؟
خانم دکتر مهستی بحرینی با وجود اینکه بسیار از مادرم مهین تجدد جوانتر هستند، در دورهی دکترای ادبیات فارسی دانشگاه تهران همکلاس او و آقای دکتر شفیعی کدکنی بودهاند. برای من افتخار بزرگی بود که ایشان کار ترجمهی کتاب را انجام دادند. زمانی که «عارف جان سوخته» را به فارسی میخواندم٬ بارها از زیبایی نثر ایشان گریهام گرفت.
کمی هم از فیلمی که قرار است کارگردان امریکایی « اویدیو سالازار» بر اساس کتاب «عارف جان سوخته» از زندگی مولانا بسازد و «در پی مولانا» ـ کتاب دیگری که دربارهی مولانا نوشتهاید- بگویید.
«اویدیو سالازار» یک کارگردان امریکایی است که شناخت به سزایی از عرفان ایران دارد. او سال ﭙیش با من تماس گرفت و اظهار تمایل کرد که فیلمی بر اساس کتاب «عارف جان سوخته» بسازد. با ایشان سینوﭙسیس فیلم را آماده کردهایم ولی هنوز سناریو را ننوشتهایم. خواست ما این است که فیلم زندگی مولانا حتماً به زبان فارسی باشد. فعلاً همهچیز در حد ﭙروﮊه است و باید با صبر٬ دقت و آرامش گام برداشت.
«در پی مولانا» هم نام کتاب دیگری از من است. همانطور که اشاره کردم این کتاب اقتباسی است از سی و شش قصهی مثنوی با طراحی «فدریکا ماتا». این کتاب در سال ۲۰۰۶ در فرانسه منتشر شد و در حال حاضر خانم دکتر مهستی بحرینی این کتاب را هم در دست ترجمه دارد.
لينکده
دربارهی رمان «یک دقیقه سکوت»، کار تازهی «زیگـفـریـد لـنـتـس» آلـمانـی
«خـداحـافظ گـاری کـوپر» رومن گاری تحتتاثیر «ناتوردشت» سلینجر است
اگر هوس يک رمان كمحجم كردهايد كه هيجانانگيز، رمانتيک و جذاب باشد!
تحویل در خانه:داستانی از ریچارد ویلی
با ترجمهی خواندنی «بابک تختی»
ده داستان ترسناک برتر از نگاه گاردین
داوران نهمين جايزهی «نويسندهگان و منتقدان مطبوعات» مشخص شدند
مروری کوتاه بر «قـصههـای بانمـک»، کتابی با ترجمهی امیرمهدی حقیقت
گفتوگوی پاریس ریویوو با امبرتو اِکو
آشوبگـرای مـدرنیست: یـادداشتی دربارهی «هنريک ايبسن» نامدار
استاد فتحاللاه بینیاز|مجلهی ماندگار
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
با سلام
کتاب نور آوران ترجمه فارسی را از کجا میتوانم تهبه کنم
متشکرم
نینوس
نینوس | October 1, 2008 12:48 PM
سلام کار ترجمه ی مثنوی بسیار جالب است به شما تبریک میگویم . ایا ممکن است یک نسخه از ان را برای من ارسال کنید. برای یک کار تحقیقی به نسخه ی فرانسه ی ان نیاز مبرم دارم
با تشکر فراوان
حجت | February 18, 2008 06:20 PM