ادبيات و هنر
داود پنهانی
آدم و حوا
كتابلاگ
حسین نوشآذر
منیرو روانیپور
شمیده
سعید کمالیدهقان
فرهاد جعفری
بهاره آروین
جواد عاطفه
مریم منصوری
ماکان مهرپویا
مجتبا پورمحسن
خلیل پاکنیا
رمزآشوب
دوات
احسان عابدى
غلاف تمام فلزى
مهستى شاهرخى
پونه بريرانى
تادانه
اميرمهدى حقيقت
مينيمالها
سپینود
حسن فرهنگی
منو
تیلهباز
شبنویس
کتابخوانه
یار مهربان
مسخ
محسن بنیفاطمه
سودارو
آخرین مترو
كتابهاى عامهپسند
پروژکتور
عباس معروفى
باشگاه کتاب
اسد امرایی
شیرین کریمی
مهدی مرعشی
اكبر سردوزامى
مظاهر شهامت
مرضیه ریاحی
نامناپذیر
by BlogRolling
ديگر دوستان
علیرضا مجیدی
پابرهنه بر خط
عصیان
سردبیر: خودم
بازتاب نفس صبحدمان
بلوط
از پشت یکسوم
خورشید خانم
دژاوو
سیبستان
آیدین فرنگی
خواب زمستانی
شرح
پونه ابدالی
آبچینوس
زیتون
ختمالغرایب
تندیس
سایه
روزنامهنگار نو
میرزا پیکوفسکی
امشاسپندان
فهیمه خضرحیدری
ف م سخن
عطا صادقی
شهلا باورصاد
سیدمهدی حسینی
الفبا
سرزمین رویایی
مریم گلی
چندگانه
مریم جعفراقدمی
آشپزباشی
مریم حسینخواه
خشم و هیاهو
شراگیم
هنوز
جستوجوی کلمات
بیلی و من
سورئالیست
کوچه
نقطه ته خط
زننوشت
شیرین احمدنیا
پرگلک
گفتار
روبو
الپر
دیهور
مهدی علومی
by BlogRolling
« گفتوگو با «فتحالله بینیاز»، نویسنده و منتقد ادبی | Main | کـتـابـلاگ نـو! »
دربارهی «سعدی از دست خویشتن فریاد»، روایت «عباس کیارستمی» از غزلیات سعدی
حسین جاوید- روزنامهی «تهران امروز» - ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
سعدی از دست خویشتن فریاد
عباس کیارستمی
انتشارات نیلوفر- چاپ اول ۱۳۸۶- ۶۲۰ صفحه
آسمان ادبیات کلاسیک فارسی پنج ستارهی فروزان دارد: «سعدی»، «فردوسی»، «نظامی»، «حافظ» و «مولوی». در این میان شاید بتوان «سعدی» را معروفترین و مردمیترین شاعر فارسی دانست. روزگاری دراز، «گلستان» سعدی اولین کتابی بوده است که دانشآموزان در مکتبها میخواندهاند و میآموختهاند و در طاقچهی خانهی هر فارسیزبان ادبدوستی در کنار قرآن، یک کلیات سعدی هم یافت میشده است.
«سعدی» خود در دیباچهی «گلستان» میگوید: «ذکر جمیل سعدی در افواه عوام افتاده است و صیت سخناش در بسیط زمین رفته و قصبالجیب حدیثاش همچون شکر میخورند و رقعهی منشآتاش چون کاغذ زر میبرند...»؛ این پاره علاوه بر اینکه نشان از شهرت عالمگیر سعدی حتا در دورهی حیات خودش دارد، این سئوال را به ذهن متبادر میکند که راز گیرایی کلام سعدی چیست؟ 
پاسخ به این سئوال بیشک دشوار است، با وجود این، چندان دور از ذهن نیست که دو عامل مهم را در مقبولیت کلام سعدی بین عوام و خواص دخیل دانست. نوشتههای «سعدی» مشحون از پند و اندرزهای اخلاقی، تلمیحات به احادیث و آیات قرآنی و اشارات مذهبیست. پرواضح است که جامعهی اخلاقی و مذهبگرای ایران در طول تاریخ، توجه ویژهای به آموزههای دینی نشان داده و هر آنچه را که رنگ و بوی مذهبی - اخلاقی داشته با جان و دل پذیرا شده است.
آثار سعدی نه تنها این خصوصیت را دارا هستند، بلکه غالب آنها به قول خودش «طربانگیزست و طیبتآمیز» و آمیخته به «شهد ظرافت»، و این به گمان من دیگر ـ و شاید مهمترین ـ عامل گیرایی کلام اوست. با این حلاوت کلام، سلاست قلم و ظرافت طبع، اگر سعدی در جایگاهی غیر از مقام امروزش میبود، تعجبانگیز مینمود.
با اینکه نکتهسنجی و خوشذوقی طنازانهی سعدی در تک تک سطور و کلمات نوشتهها و سرودههایاش جاری است، از این جهت حساب غزلیات سعدی را به نوعی باید از سرودههای او در «بوستان» و نثر و نظماش در «گلستان» جدا کرد. بخش عمدهای از «گلستان» و «بوستان»، بار روایی و داستانی دارند؛ سعدی، به قول خود، «داروی تلخ نصیحت» را به «شهد ظرافت» و حلاوت و جذابیت داستان، آمیخته تا غبار ملالت را از حکایتهای اخلاقی بزداید. موقوفالمعانی بودن غالب ابیات قطعاتی که در «گلستان» آمده و جنبهی داستانی حکایتهای بوستان، مجال اندکی فراهم آورده تا تک مصراعها و تکبیتهای بسیار زیبا که بهطور مجزا از کل سروده، بدرخشند و کامل باشند، ایجاد شوند.
باری، اما قالب غزل بهنوعی متضمن آزادی شاعر در استفاده از تکبیتهای زیباست، زیرا نه مانند مثنوی و قطعه همهی ابیات باید درخدمت موضوع و مقصود معین باشند و نه چون قصیده لزوم استفاده از کلمات فراوان هم قافیه، شاعر را در تنگا قرار میدهد. حال اگر غزلیات شاعر نکتهپرداز و شوخطبعی چون سعدی را در نظر بگیریم که تعداد بیشماری از لطیفترین و مطبوعترین غزلهای تاریخ ادبیات فارسی از طبع روان او برآمده، پیداست که تا چه اندازه تکبیتها و تکمصراعهایی از آن استخراج خواهد شد که هر یک همچون واسطةالعقدی نه تنها در دل غزل که جدا از آن نیز ـ چه بسا حتا درخشانتر ـ چشم را خیره میکند و هنر سرایندهی نامدار خود را مینمایاند.
***
عباس کیارستمی فیلمساز پرآوازهای است. کارگردانی چند فیلم شاخص سینمای پس از انقلاب اسلامی در کارنامهی او ثبت شده است و یکبار هم در سال ۱۹۹۷ برندهی جایزهی نخل طلای جشنوارهی فیلم کن شده است. شناختهشدهترین کارگردان ایرانی در جهان است و بارها برای فیلمهایاش نامزد و یا برندهی جوایز معتبر سینمایی شده است.
سال گذشته از این فیلمساز کتابی به بازار آمد که تا مدتها حدیث آن نقل محافل مختلف بود. این کتاب «حافظ به روایت کیارستمی» نام داشت و پیداست که از همان ابتدای انتشار بهواسطهی اینکه نام چنین فیلمساز بزرگی را یدک میکشید، مورد توجه واقع شد و موافقان و مخالفان فراوانی یافت. عدهی زیادی گریبان چاک کردند که به ساحت حافظ توهین شده است! عدهای نیز این کار را نوعی دید مینیمالیستی بدیع و در نوع خود جالب توجه دانستند و دستکم بر کوس مخالفت نکوبیدند.
کیارستمی در آن کتاب تک مصراعها و تکبیتهایی از غزلیات حافظ را جدا کرده و در فصولی با عناوین مختلف همچون تمنای وصال، عیب و هنر می، غم عشق، هجران، شب فراق و ... دستهبندی کرده و به چاپ رسانده بود. آنچه واضح است این است که بهرغم انتقاداتی که ـ اکثراً از جانب استادان ادبیات فارسی ـ به نفس چنین کاری وارد شد، این کتاب تعداد زیادی از کسانی را که شاید حتا یک بار هم ـ جز برای تفال! ـ سراغ حافظ نرفته بودند، دوباره با این بزرگترین غزلسرای فارسی آشتی داد؛ حجت آنکه «حافظ به روایت کیارستمی» در طول یک سال، دوبار و هر بار با تیراژ پنج هزار نسخه تجدید چاپ شد.
چند روزی بیش نیست که کتاب دیگری با همان شکل منتشر شده است [در زمان نگارش این یادداشت، پخش عمومی کتاب هنوز آغاز نشده و فقط در کتابفروشی ناشر در دسترس است]؛ این کتاب، «سعدی از دست خویشتن فریاد» نام دارد؛ درواقع «عباس کیارستمی» به همان شکلی که در کتاب «حافظ به روایت کیارستمی» شاهد بودیم، گلچینی از غزلیات سعدی ارائه کرده است و نام کتاب را نیز از این بیت شوخمنشانهی سعدی وام گرفته است: «همه از دست غیر ناله کنند/ سعدی از دست خویشتن فریاد!».
در قالبهای متنوع شعر فارسی، نوعی از شعر هست که به آن فرد یا مفرد گفته میشود و آن شعری است که تنها یک بیت دارد و شاعر سخن خود را به تمام و کمال و در نهایت زبردستی در همان تک بیت بیان کرده است. شیخ اجل نیز مفرداتی دارد که معمولاً در انتهای کلیات او به طبع میرسد. همانطور که در ابتدای این یادداشت سخن رفت، غزلیات سعدی مشحون از این نوع تک بیتها و حتا تک مصراعهاست که به خودی خود کامل هستند و سرشار از نکات و ریزبینیها و خدنگاندازیهای کمنظیر، و میتوان هر یک را «مفرد»ی در شمار آورد؛
حال اگر کسی ـ نه فقط عباس کیارستمی که هر که ـ همت کند و این تک بیتها و تکمصراعها را استخراج کند و با نظم خاصی به انتشار برساند، میتوان بر او خردهای گرفت؟ کاری که کیارستمی کرده است دقیقاً همین کار است. او میوهی شیرین کلام سعدی را عصارهگیری کرده و این عصیر نوشین را ـ که حتا برای مانوسان سعدی جذابیت خاصی دارد ـ در اختیار همگان قرار داده است. اگر قدرشناس نیستیم، پس دیگر چه جای انتقاد است و اعتذار؟
به احتمال، پرسشی که خواهند پرسید این است که اگر کسی به غیر از عباس کیارستمی، چهرهی ناشناخته و یا کمتر شناخته شده و چه بسا ادبپیشهای، چنین کاری میکرد، هرگز مورد توجه واقع نمیشد و کتاباش سالها در انبار ناشر خاک میخورد. حق با پرسشکنندگان است! اما نباید نکتهای را از نظر دور کرد؛ عیب این کار چیست؟ اینکه چهرهی نامدار و محبوبی که در زمینهای غیر از ادبیات شهرت دارد، با کلامی، یادداشتی، ـ و اگر همت والاتری داشته باشد که کیارستمی دارد ـ انتشار کتابی، به رونق ادبیات و جلب توجه عدهی کثیرتری به سوی آن کمک کند، با چه منطق و توجیهی نکوهیده است؟!
در کشورهایی که تیراژ کتاب در آنها آمار آبرومندتری نسبت به کشور ما دارد، بسیار پیش میآید که چهرههای محبوب که در زمینهی دیگری غیر از ادبیات تخصص و شهرت دارند ـ از جمله بازیگرها، آوازخوانها، ورزشکارها و ... ـ با تعریف و تمجید از کتابی، به فروش آن و توجه عمومی به کتاب رونق میبخشند. بهعنوان نمونه چندی پیش اپرا وینفری ـ مجری سرشناس امریکایی ـ با نام بردن از کتابهای جان اشتاینبک ـ نویسندهی نوبلیست ـ باعث شد پس از سالها آثار اشتاینبک دوباره در زمرهی پرفروشترین کتابهای امریکا قرار گیرند. حال چه ایرادی دارد که کیارستمی شهرت و اعتبار خود را در خدمت ادبیات قرار داده است؟
ناگفته نماند که نگارنده را گمان بر این است که شعر سعدی، بسی بیش از شعر حافظ قابلیت جداسازی تکبیتهای برجسته را دارد و تعصب و علاقهای که عموم مردم نسبت به حافظ دارند، در برخورد آنها با سعدی دیده نمیشود. از این جهت اگر کیارستمی ابتدا سراغ سعدی میرفت و بعد از آن روایت خود از اشعار حافظ را ارائه میداد، چه بسا ـ به علت آشنایی مخاطبان با این کار بدیع و پیشزمینهی مثبتی که در ذهن آنها شکل میگرفت ـ با مخالفت کمتری رو به رو میشد.
نگارنده به عنوان یکی از علاقهمندان «سعدی از دست خویشتن فریاد» و نوآوریهای اینچنینی، ـ اگر نگوییم انتقاد ـ البته پیشنهاداتی نیز برای تسهیل استفادهی مخاطبان از کتاب دارد. اول آنکه عباس کیارستمی حتماً باید دربارهی نحوهی تقطیع شعرها توضیح میداد. در شکل فعلی بسیارند ابیاتی که بدون هیچ قاعده و نظمی تقطیع شدهاند و مخاطب از خود میپرسد علت این امر چیست؟
بهعنوان نمونه به ابیات و مصراعهایی که در صفحات ۲۴، ۴۲، ۴۵، ۷۲ آمده مراجعه کنید. مثلاً مصراع «دیدار یار نامتناسب جهنم است» به صورت «دیدار/ یار نامتناسب/ جهنم است» و مصراع «غلام دولت آنم که پایبند یکیست» بهصورت «غلام دولت آنم/ که پایبند/ یکیست» تقطیع و صفحهآرایی شده است که باعث میشود در روند خوانش صحیح این شعرها مشکل ایجاد شود؛ زیرا در اولی بخش اول و دوم و در دومی بخش دوم و سوم با یک کسره به هم وصل هستند که متضمن وزن عروضی درست شعر و مضمون آن است و با روند فعلی تقطیع، در خوانش و درک سکته ایجاد میکند؛ بهنظر میرسد قاعدهی ثابت و مشخصی برای تقطیع شعرها رعایت نشده و همین امر به بینظمی منجر شده است.
دو دیگر، در بیتهایی که مصراع خاصی از آنها برجسته شده و با حروف درشت در وسط صفحه نقش بسته است، مصراع دیگر با حروف ریزتر و بهصورت برعکس در حاشیهی پایین یا بالای صفحه چاپ شده است. بهطوری که خواننده باید برای مطالعهی آن کتاب را صد و هشتاد درجه بگرداند که کار سادهای نیست. اگر غرض از اینکار درشتنمایی مصراع اصلی مدنظر بوده که با استفاده از حروف درشت و چاپ در قسمت اصلی صفحه حاصل شده است و میشد مصراع دوم و کماهمیتتر را با همان حروف ریزتر و بهصورت عادی ـ و نه بر عکس ـ منتشر کرد. به این شکل نه در هدف کیارستمی در برجستهتر کردن مصراع مورد نظرش اخلال ایجاد میشد و نه خواننده برای خواندن مصراع دوم بدون دلیل خاصی به زحمت میافتاد.
و اما نکتهی سوم؛ ابیاتی که در «سعدی از دست خویشتن فریاد» گزینش شده است با توجه به حروف آخر آنها دستهبندی و در کتاب منتشر شدهاند. مثلاً همهی ابیاتی که حرف آخر آنها الف است در قسمت الف قرار دارند. شک نیست که اگر این دستهبندی بر اساس حروف اول ابیات انجام میگرفت، نیکوتر بود. زیرا خوانندهای که با خواندن یک تکبیت از غزل خاصی علاقهمند میشد که کل آن غزل را نیز از نظر بگذارند، میتوانست با مراجعه به کشفالابیاتهای غزلیات سعدی ـ که همگی بر اساس حروف اول ابیات تنظیم شدهاند ـ بسیار سادهتر از اکنون به نشانی همهی غزلهای یک قسمت خاص دسترسی داشته باشد.
باری، چندی پیش در یادداشتی نوشته بودم که «بسیاری از ما، ارتباطمان را با گنجینهی غنی ادبیات کلاسیکمان گسستهایم و این آثار رفتهرفته بر بارهی فراموشی از ما فاصله میگیرند»؛ امید آنکه این «دامن گل» که «عباس کیارستمی» از «غزلیات سعدی» به تحفه آورده است، ـ با توجه به شهرت و محبوبیت کیارستمی و حسن اقبالی که او بهعنوان یک فیلمساز جهانی در بین افراد مختلف جامعه از آن برخوردار است ـ تلنگری باشد برای عدهی پرشمارتری تا سراغ سعدی روند و از حلاوت کلام ِ این «فرزانه سخنسرای شیراز» تمتع بگیرند.
لينکده
تصاویری از کتابخانههای دیدنی دنیا
عقل و هوش انسان را زایل میکند!
ده واقـعـهی مهم ادبی در سال ۲۰۰۸
یک بحث گروهی خواندنی دربارهی مجموعهداستان جدید حامد حبیبی
نگاهی به «این سوی رودخانهی ادر» نوشتهی «یودیت هرمان» آلمانی
گفتوگوی «پاریس ریویو» با هارولد پینتر، نمایشنامهنویس فقید انگلیسی
ترجمهی مجتبا پورمحسن| رادیو زمانه
مرگ هارولد پینتر، نوبلیست ادبیات
دربارهی رمان «مادام بواری» نوشتهی گوستاو فلوبر،ترجمهی مهدی سحابی
یادداشت مفصل «پونه بریرانی» بر مجموعهداستان جدید «حامد حبیبی»
«در زمان ما»، اولین کتاب همینگوی، بعد از سالها تجدید چاپ میشود
با ترجمهی شاهین بازیل، نشر افق
«بودنبروکها»، شاهکار توماس مان، بهزودی بر پردهی سینماها میرود
آرشيو لينکده
لينکهای ثابت
خبرگزاریهافارس (گروه ادبیات و کتاب)
مهر (گروه فرهنگ و ادب)
ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
میراث فرهنگی (سرویس کتاب)
بی بی سی (بخش فرهنگ و هنر)
دویچهوله (بخش فرهنگ و هنر)
روزنامهها
کارگزاران
اعتماد
اعتماد ملی
همشهری
سرمایه
حیات نو
تهران امروز (توقیف شده)
روزانه
رادیو زمانه
تابناک
عصر ایران
بالاترین
دو در دو
بلاگچین
بازنگار
بلاگ نیوز
مجلات ادبی - فرهنگی اینترنتی
جن و پری
ماندگار
هزارتو
مرور
دیگران
دیباچه
پندار
جشن کتاب
خزه
والس
آتیبان
فروغ
چند جای دیگر
انتشارات ققنوس
شهروند امروز
گل آقا
آیطنز
کارگاه
ایران تئاتر
آگهان
بخارا
اشا
کتاب نیوز
کتابهای رایگان
قفسه
Références françaises
L'Ambassade de France
Le Monde
Le Point
Le Figaro
RFI
جستجو
ارتباط
پشتيبانی
powered by:
Movable Type 3.2
designed & developed by:
hamidreza [dot] com
Hosted by: YouPage™
نظرات
na ,man nmidonstam k inga vo kardi arshive .
sardabir diplom | April 8, 2008 10:05 PM
صفحه ی من رو هم این شکلی کن
خوشگل شده
یعنی اگر رسیدی
شاید کامنت دونی هم درست شد
خدا رو چه دیدی؟
مصطفی خنگول در بوشهر
soodaroo | April 7, 2008 07:40 PM
دعوتات كردم كه بازي وبلاگي آرزوهاي محال.
اگر حوصله داري بسمالله.
محسن | March 29, 2008 04:16 AM
از اول یادداشت همهش نگران بودم نکنه این وبلاگ هم سراغ "اون حرفا" رفته باشه که خوشبختانه نرفته بود... بنابراین اول ممنون به خاطر این یادداشت متین و منطقی مثل اون چه من از این وبلاگ در یادم بود... اما در مورد تقطیع، کیارستمی دقیقا خواسته وزن رو بگیره تا حواس خواننده به وزن نره؛ مصرع دوم هم به همین منظور طوری نوشته شده که بلافاصله خونده نشه
2008 | March 26, 2008 12:08 AM
به خاطر همین انتقادات و ایرادات بود که پیش نیامد تا به سراغ حافظ کیارستمی برم اما حالا با نقد هوشمندانه شما باید تجدید نظر کنم.
محسن | March 19, 2008 01:11 PM
سلام
شيس ساد دارم كه چشمم نخفت
ميخواي بدوني سعدي در سبهايي كه چشماش نمي خفته چي ميديده توصيه ميكنم بياي و ببيني .
gijali | March 19, 2008 01:10 AM
ادبيات هم مانند تاريخ زيسته است و با گوشت و خون انسان آميخته است.
كاوه | March 13, 2008 03:52 PM